|
میلاد تفسیر عشق
خنده هاى صبحدم سومین طلوع شعبان، سرفصل یک تاریخ است. تاریخ حماسه و عرفان، تاریخ جریان یافتن خون خدا در رگ هاى زمان، تاریخ شهادت، تاریخ عشق!
آزادگان تاریخ وامدار روح بزرگى هستند که در این روز متولد شد و لحظه لحظه زندگى اش تفسیر شجاعت، حریت، شفقت و نورانیت بود. میلاد اباعبدالله الحسین(ع) فروردین جان ها و بهار ایمان است. همان که در یک نیم روز - عاشورا - آنچنان هنگامه اى از عشق بر پا کرد که حقیقت آن اگر بر طور اندیشه اى تجلى کند همچون موسى «کلیم الله»(ع) و همانند عیسى «روح الله»(ع) خواهد شد. ••• هر خورشیدى قمرى دارد، ماه حسین(ع) قمر بنى هاشم(ع)وحضرت امام سجاد(ع) است. آن که در همسایگى خورشید زاده شد و همچون ماه، فضایل و خصلت هاى نیکوى آفتاب را بازتاباند. آن سردار فداکارى که تشنه پا بر فرات نهاد و تشنه از آن بیرون آمد تا آموزگار فداکارى و وفا باشد، آن علمدارى که شاگرد ممتاز مکتب علوى(ع) بود و الهام بخش ایثارگرى، صبورى و استقامت. ••• میلاد جوهر عشق الهى اباعبدالله الحسین(ع)، کربلا حضرت ابوالفضل العباس(ع) وحضرت امام سجاد(ع) تهنیت باد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 17:42  توسط هیئت حسينيه ی متوسلین حضرت رقيّه (س)
|
چهل روز گذشت چهل روز گذشت. نه اشکها در چشم دوام آوردند، نه حرفها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاکهای بیابان میدانند که سیلی آفتاب یعنی چه؟ تشنگی را باید از ریگهای ساحل پرسید تا بگویند آب به چه میارزد؟ هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راههای شام، انتظار کشیدند تا صدای قدمهای کسی بگذرد و دریغ! مسلمانان شهر بیگانهاند، غریبهاند با برادران خویش! حرفها فاسد شدهاند پشت میلههای زندان سینهها. دستی بیرون نمیآید که سلامی را پاسخ دهد. فریاد را از قاموس کوفه و شام ربودهاند. ارادهها را چپاول کردهاند. دستها را بریدهاند. به آدمها یاد دادهاند خم و راست شوند. کسی نمیداند شجاعت چیست و جوانمردی را با کدام قلم مینویسند؟ چهل روز گذشت؛ نه از آب خبری شد، نه بابا! آسایش از فراز سرمان پر کشیده بود. چشمهایمان به تاریکی خرابه عادت کرده بود. اشکهایمان را چهل روز است که نشستهایم! چهل روز است که از پا ننشستهایم. زنجیر بر دستهایمان نهادند و در میدانهای شهر گرداندند؛ غافل که چلچراغ را به دیار شب میبرند. خواب کودکانمان را آشفتند تا بر مصیبتمان بیفزایند؛ غافل که ما صبر را سالهاست میشناسیم؛ ما صبر را در خانه علی علیهالسلام آموختهایم. از دشنه و دشنام کم نگذاشتند. از «گرد و خاک کردن» کم نگذاشتند تا حقیقت پاکیمان پوشیده شود؛ ولی چه باک! حقیقت، بینیاز از این گرد و خاک کردنهاست. حضرت دوست اگر با ماست، چه باک از این همه دشمنی! زبانها را دستور به سکوت دادند؛ ولی آنچه البته نمیپاید، سکوت است. قلبها را نتوانستند باز دارند از اندوه. مغزها را نتوانستند باز دارند از تأمل. خطبههای زین العابدین علیهالسلام قیام کرده بود و قد برافراشته بود در جمعیت تا پیامرسان خون تو باشد. طنین شهادت تو، پردهها را لرزاند، ریسمانها را گسیخت و قلبها را گشود؛ چهل روز گذشت. اما چهل سال دیگر چهارصد سال،... هم بگذرد، صدای «هل من ناصر» تو بیجواب نخواهد ماند.روزگار این چنین نخواهد ماند دولتِ ظالمین نخواهد ماند قرنها میروند و میآیند پرچمت بر زمین نخواهد ماند من همان زینبم!
+ نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 11:3  توسط هیئت حسينيه ی متوسلین حضرت رقيّه (س)
|
خــداحافـظ اي مَــردِ مـردان مَــرد خــــداحافظ اي مَـردِ روز نبـــرد خــداحافـظ اي تـك ســوار دليـــر جــــوانمـرد بـخشنـدة دستگيــر خــداحافظ اي مَسـتِ صَهباي عشق سَمـاعي دگر كن به شبهاي عشـق خــداحــافـظ اي مَســتِ روز اَلَسـت كـه شد عالم از نام و ياد تـو مست خــداحافـظ اي مـرد شبـــهاي درد كـه چاه غـم از عشـق تـو نالـه كـرد خــداحافظ اي ساقــي هَــل اَتـــي كه گم گشته در نامت اَرضِ و سَما خــداحـافظ اي سـاقــي جــام (هو) كـه مستي تـو دادي بـه صَهباي او خــداحافظ اي سالـك و پيــــر راه كـه بـودي بـه معـراج صوت خـدا خـــداحـافظ اي مهـــــربانــي آب كـه شــد همسـرت دختـر آفتـاب خــــداحافظ اي شــوق بَـدرُ مُنيــر شــب و روز فــرياد نــام( اميــر)(ع) خــداحــافظ اي كوثــــــر آفتــاب بيــا يـك نظـر بــر دل مــا بتـاب خــداحافظ اي شاهــد ذوالجــــلال تسّــلاي هـجــران و شـوق وصال خــداحافظ اي مونــس بـي كــسان مــرا، هـم زگـرداب غــم وارهــان خـــداحـافظ اي مَــردِ نـان و نمــك سيـه پـوش ، بَهـر تـو چـرخ فلـك خــداحافظ اي شـوق طفـل يتيـــم كه در بيكسي گِريَد از خوف و بيم خــداحافظ اي عـصمّــت كردگـــار كـه شـد نـام تــو زينـت روزگــار خــداحـافـظ اي مَــردِ اَســــرار(هو) چِـه بـا چـاه گفتي؟ بمـا هم بگــو خــداحــافظ اي جان هستي فــروز خـداحـــافظ اي روشنـــايـي روز خـــــداحـافظ اي عـزّت ذوالفـقــار خـــــداحـافظ اي عشـق پـروردگــار
+ نوشته شده در دوشنبه 29 مهر1387ساعت 20:44  توسط هیئت حسينيه ی متوسلین حضرت رقيّه (س)
|
|